![]() |
![]() |
|
| ای که از کوچه عسل بانو اینامیگذری...برحذر باش که سر میشکند دیوارش |
|
آب را ، آسمان اگر از تو می کند دریغ رود و چاه و چشمه نیز، بحر بی کرانه هم، غم مخور گل غریب!! چشم من نمرده است... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/03/24ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
میرم و میمیرم آسوده میشم از عشق جشن تولد مرگمو برای تو زیر آب میگیرم فرقی نداره که امروز تولد منه.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/13ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
عسل نبود
جام تلخ شوکران بود پرپر شد دل هیچکس نسوخت حتی خدا....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/04ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/09ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
ف ف غ ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد.... خدانگهدار .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/04ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
ای نازنین گریه نکن.....
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/10/05ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
شب یلدای همه شما دوستای گلم مبارک.
صد سال به این شبا. ما رو هم ضمن خوردن هندونه و اجیل و انار و تخمه و باقلوا و چلو مرغ و میوه و کشمش و لواشک و چیس و بفک چیتوز و اخته شل مختار و نخود و برنج دوشاب و نوشابه و ...... خلاصه اخرش لوبیا با دوغ یادم بیارین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/09/30ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
بدون شرح.
هرچه میخواهد دل تنگت بگو ... که عسل خیلی غمگین و قرمزه.. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/09/28ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
اتش عشق تو در جان خوشتر است جان زعشقت اتش افشان تر خوش است هرکه خورد از جام عشقت قطره ای تا قیامت مست و حیرانتر خوش است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/22ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی نمیدونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت برای مهربونیهات نوازشات بوسیدنت به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته؟ یه قلب تنها و کبود همیشه چشم به راهته؟ من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره بهت خبر میدن بیا که داره عشقت می میره.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/09/11ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط عسل قرمزی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نام:عسل
دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد ادبیات رنگ مورد علاقه: سرخ سرخ سرخ |
|
RSS
|